محمدمهدی مخبری



بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

آدینه اول ماه تابستان است،باخودقرارگذاشتم تاآدینه ها،دروبلاگم ،بلاگ اسکای بنویسم ،تحت نام**دلنوشته های آدینه** وشبهای قبل آدینه (پنجشنبه شبها )،دربلاگ فا،بنویسم تحت عنوان **پنجشنبه شب ها** درباقیمانده ایام ازشنبه شب تولدم (هشتم تیردرحرم امام رضا علیه السلام ،مقدمه دفترچه خاطراتم راشروع میکنم،درتنهایی مطلق مطلق،سپس ازروزنهم تیرماه درحرم امام رضا علیه السلام ،اولین خاطراتم دردفترچه ، خاطراتم ، نگارش میگردد،واین دفترچه خاطراتم راتاروزی که توان نوشتن دارم ، ومیتوانم بنویسم ، مینویسم ، وبه یادگاربه سه پسرم ،ایمان واحسان وعلیرضا،میدهم تادرروزهای بعدمن ،روزهای تولدم(نهم تیرماه ها)رابرسرمزارم ،برگی ازصفحات آنرابخوانند،تادرآن دنیایی ، که دیگرنه صدایی ونه نشانی ، ازمن به گوش وذهن نمیرسد،خوشحال شوم،من وصیت کرده ام فقط روزهای تولدم برمزارم بیایند،نه درروزرفتنم ازدنیای بی مرام، ونه هیچ روزدیگری ، چون درتنهایی رفته ام ومیخواهم درتنهایی بمانم،روزهای تولدهم که تمایلدارم برسرمزارم بیایند،فقط بخاطراین است ،که تولدنگرفتن های،این دنیاراازیادببرم،خب حال که هستم قصددارم ،ازنهم تیروبازگشتم ازمشهد،ازساعت پنج بعدازظهر،یکشنبه سراغ عزیزانی بروم که روزی بوده اند،سرمزارپدری که ازجانم بیشتردوستش داشته ام ، واذن خواهم گرفت تابرای ادامه پسرهاراسروسامان داده وتارفتنشان یاری که مرافقط ،بخاطرخودم میخواهد،گزینش کنم ومابقی عمررادرمسافرت های داخلی وخارجی ،بگذرانم.محمدمهدی مخبری 1398/4/7 ساعت 13:45**


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

بیست وهفتمین روزماه رمضان آغازودرس بیست وهفتم رمضان رانقدمیکنم:روزه دارازنگاه گنه کاران واعمال آنان باخبراست ولیکن هیچگاه این تصوربرای محکوم کردن افرادی که گنه کارهستندکافی وبس نمیباشد،درخصوص کشف تخلفات وخطاهانیز کنکاشی نمیکند،چون تجسس دراحوالات شخصی افرادحرام میباشد،اماچون بعضی ازاین افرادگنهکاروگمراه ودروغگوازآشنایان متظاهرقدیم هستندخودبرای ورودی دوباره وواردنموذن ضربات ونقشه های شوم شیطانی ورودمینمایند،امامطلع نیستندمابه نقشه وسوءنیت آنهاواقف بوده ودرجریان ضربه زدن آنهاهستیم،بازبازبانی چرب ونرم واشگهای تمساح مطالب وخواسته ساختگی وخانه خرابشان رامطرح میکنن تاازرحم ومروت مابهروری نمایندودرموعدمقررضربه خودراواردنمایند،این فردازگروه خناسان وابلیس صفتان ازخداهراس ندارند،بااستفاده ازواژه گان گول زنک ازدل رحمی مابرای ضربه زدن بمااستفاده میکنند،قصدوهدفشان کاملا شیطانی ومخرب انسانی است،آنهاازگذشته نکبت بارخودودربه دری حالشان درس عبرت نگرفته وهمچنان ازابزارهای دروغ حیله ومکرونیرنگ استفاده وازهیچ فرصتی برای ضربه زدن کوتاهی نمیکنند،شرم نداشتن این افرادوحیانکردنشان ازرسوایی هاوسیه بختی هایشان به نوبه خودجالب وقابل توجه است ولی چشمانشان کوروگوشهایشان کرشده است،ازمراتب بوجودآمده بیخبرتدوهمچنان براسب مرادناجوانمردی سوارهستند،امادرنهایت موفق وکامیابی نصیبشان نخواهدشد،کاش توبه واستغفارمینمودندتافرصت باقیست.م م مخبری ساعت 3:58 صبح مورخه 1398/3/12.



بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

وقتی آدمیان سن اشان،بالامیرود،کم کم فراموشی میگیرن،این امرطبیعی است،امااگردختریاپسری درسن بیست ونه سالگی یاسی سالگی ،دچارفراموشی میشود،آنهم ازنوع مضمنش ،این غیرطبیعی است،تحقیقات من روی این فراموشی ها،نشان میدهد،دروغ وحیله سازی وکمبودهاوعقدهای درونی باعث میشود،این آدمهابااین سن فراموسی بگیرن،که چه بوده اند!کجامتولدشده اند!چه هاکرده اندوچندچندهستند،چه کسی بهشان لطف داشته!به چه کسی خیانت کرده اند!چه خدعه هاونیرنگ هارواداشته اند!چه دروغهاگفته ومیگویند!باتغییرظاهرورنگ مووناخن ومژه کاشتن ازچه فرارمیکنند!خودرافراموش کرده اند،راه راست راگم کرده اند،روزی ی وخیانت هم برایشان عادی میشود،خداترسی راکنارگذاشته وبه هرریسمانی دست آویزوآویزان خواهندشد،درانتخاب دچاردوگانگی ونقصان روحی میگردند،دنبال فضاهای مجازی وجذب دوستان مجازی میشوندتاعقدهای خودراخالی سازند،تازه جاومکان وحلال وحرام هم برایشان فرق نخواهدداشت،دچاربی هویتی عجیبی میشوندکه عاقبت خرابی است وتخریب شخصیتی است،این فراموشی ازاعمال ننگین خودشان است،هیچگاه نه تشکیل خانواده میدهندونه میلی به سلامت زیستی دارند،خدابه دادشان برسدکه عاقبتی بددرانتظارشان است**محمدمهدی مخبری مورخه 1398/4/27


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

بیست وپنجمین روزماه مبارک رمضان است ودرس بیست وپنجم رمضان نقل میشود:برای روزه دارنخوردن غذاوحتی آب شبه دارضرورت دارد،روزه دارنمیگذارمال حرام وشبه داروارداموالش درزندگی شود،کسانی که قرض وبدهی خودرابه دیگران پرداخت نمیکنندزیردین هستندوزندگی آنهاغصبی است،اگرکالایی تحت پرداخت قسط ازکسی میگیرندواقساطش راپرداخت نمیکنندمال دین ذمه آنهاست،اگرکسی زندگیش باپول ومال حرام وی همراه باشدمال وزندگیش حرام وناپاک وشبه داراست،زیردین حق الناس بودن حتی ده هزارتومان هم که باشداین بایدپس داده شودچون حق الناس بوده وبستانکارراضی نیست،هرآنچه تحت قرض ووام وقسط وبدهکاری نیتی طلبکاررادربرداشته باشدمال وزندگی مدیون وبدهکاراحرام وشبه دارمینماید،روزه دارمیبایست مراعات سحری خوردن یاافطاری خوردن درخانه این مدیونان باشند،زیراروزه دارازخوردن طعام ونوشیدن حتی آب شبه دارمنع گردیده چه رسددرخانه ای که اموال وزندگیشان ازدین وبدهکاری مملویاشد،اهل آن خانه هم بدانندکه نه دعایی درمنزلشان بخدامیرسدونه استغاثه ای وتوبه ای پذیرفته میگردد،چون حق الناس راحتی خدانمیتواندببخشد،اهل خانه دراین دین که ازآن تغذیه میکنند ومیدانندپدرومادربدهکارومقروض هستندوازپرداخت دین وبدهی مردم عمدآطفره رفته وممانعت میورزندحرامخواری مینمایندومدیون بستانکاران وحق الناس هستند،روزه داربایددررعایت افطاری وسحری بسیاردقت ورزدتادچارقهرالهی نشده واعمالشان الاخص روزه گرفته اشان دچارپوچ شدن نشود.م م مخبری ساعت 3:39 مورخه 1398/3/10.


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

بیست ویک روزاست که که لیاقت روزه گرفتن راخدانصیبمان نموده است،ودرس بیست ویکم رمضان لیاقت است:هرآنچه داریم براساس داشته رقم می خوردوتازه هایی به تازه گذشته هایی تجمیع میگرددتاباجمع داشته هالیاقت هاسنجیده شود،معیار(ان اکرمکم عندالله اتقیکم )میباشدوستجش (والسابقون السابقون اولئک المقربون )میباشد،اگرتقوی وخوب بودن وسابقه خوب بودن برای قبولی ازطرف حق(خدای رحمان ورحیم)میباشد،پس داشته موردارزیابی قرارمیگیردنه نداشته ها،شخص خوبی میکند این معیارارزشب است،حال یاخوبی برای رضای خداست یابرای تظاهر؟تشخیص باخداست نه مردم اوست که براعمال ماناظروگواه است،روزه داردرماه رمضان مواظب اعمالش میشوددروغ نمی گوید،کرداروپنداروگفتارراست دارد،اینکه چنین مثبت ورضای خدارااعمال مینمایدباتوجه به کرده های مثبت وعمل کردمثبت معیاراست حال برای رضای خدابودن ونبودنش این عملکرد،تشخیص .سنجش باخداست،پس خوب بودن وخوبی کردن وخیانت نکردن وراستگویی وصداقت داشتن ،تهمت نزدن وکمک کردن همه ازنظرخداخوب است ومعیارآدمیت امااینکه برای رضای خداویامنت گذاشتن سرمردم ویاریاوتظاهرمیباشد،کارمردم ودوستان دشمن شده ده ساله کمتر یابیشترنیست،بلکه تشخیص دردست خداست وبس،آدمیان که خودخیانت میکنندودروغ میگویندوسرخانواده خودشیره مالی میکنندویادخدانیستند،حق قضاوت وتشخیص ونقدبنده هاراندارند،این کارخداست نه بنده سراپاتقصیرش،نبایدفراموش کنیم که بنده خدابرایمان چه خوبیهاکرده ولی تشخیص به دست خداست ولاغیر،اینک بنده خدامیتوانداین خوبی هارافراموش وانکارنماید،عقده هاچشمان وذهنشان راکورکرده است ،خدا خدا بایدکرد.م م مخبری ساعت 20:10 مورخه 1398/3/6


بنام خدایی که هست

بچه که بودم دلم میخواست دفترچه خاطرات داشنه باشم،بزرگترکه شدم هم قصه مینوشتم وهم نمایشنامه وتازه خبرنگارافتخاری دختران وپسران هم دردبیرستان بودم،ولی دریغ ازنوشتن خاطراتم دردفترخاطرات،اماسالهای زیادیست وبلاگ مینویسم ودلنوشته هایم راکتاب هم کرده ام،ولی جای دفترخاطراتم همچنان درزندگی ام،خالی است،اینک ازشب تولدم هشتم تیرماه وروزتولدم نهم تیرماه،نگارش دردفترچه خاطراتم راشروع میکنم،حال که به سرازیری عمررسیده ام وهمه چیزراتجربه نموده ام ،این دفترچه خاطرات راازهشتم ونهم تیرماه تاروزی که زنده هستم ،مینویسم وبه یادگاربه سه پسرم ایمان واحسان وعلیرضا ،میسپارم،تادرشب تولدم وروزتولدم ،یک خاطره بیادمن ازآن بخوانند،البته خاطرات هم خوش وهم ناخوش خواهندبود،چون زندگی یکنواخت نبوده وروی یک پایه نمی چرخد*نام دفترچه خاطراتم نیزانتخاب نموده ام ،که دردلنوشته نهم تیربمناسبت روزتولدم هم دربلاگ فا وبلاگ اسکای ،خواهم نوشت** محمدمهدی مخبری مورخه 1398/4/5 ساعت 22:13***


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

مزرعه زمینی است که حق ویاناحق،دورآنراحصارچوبی یاسیم خارداریابه ندرت دیوارکشیده اند،وبجزکشاورزی روی زمین ،ازحیوانات اهلی ومرغ وخروس نیزنگهداری میکنند،وهیچ چیزدرمزرعه اصراف نمیشود،برکت خدا،موردحرمت واجرزحمات است،دنیای هستی ماهم مشابه یک مزرعه است،ولی درآن اصراف زیادشده،وبی حرمتی زیادتر،مزرعه داران هیچ چیزی ازبیرون مزرعه ،خریدنمی نمایند،درکشاورزی تخم کاشتن راازخودمحصول بدست میاورند،گندم رادرومیکنند،آسیابش میکنند وآردبرای تهیه نان آماده سازی میکنند،تنورراباخاروخاشاک وکوداحشام ،گرم مینمایند،ازشیرگاوبرای تهیه پنیروماست استفاده میکنند،ازشیرگوسفندوبزماده،شیرمینوشند،ازبرگ درخت چای ،چای وازچغندرقند،قندمهیامیکنند،شالیکاری دارندوبرنج بدست میاورند،ازتخمرغ برای صبحانه واملت ونیمروباروغن حیوانی ،بهره وری مینمایند،این زندگی ساده وبی دغدغه مزرعه است،امامزرعه ماآدمیان فقط حصاری است که مادرآن رفت وآمدمیکنیم،امامصرف کننده هستیم ومایحتاجمان راخریداری میکنیم،مزرعه داران درزندگی ساده خودخدارابه سنگینی واحترام وادب عبادت میکنند،ومادرزندگی سخت وتجملی خودازیادخدا،گاهآبه دوربوده ودرزمان سختی ها،وگرفتاریها،خداراساده عبادت میکنیم،خودراازخدادورمیدانیم،کشاورزان خداراخوب وخاص عبادت میکنند،خدایاحرمت وعشق ورزی فراوان به خودت رابمافزونی ببخش* محمدمهدی مخبری پنجشنبه شب مورحه 1398/4/13**


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

این دلنوشته بنام سردوراهی وانصاف درچندقسمت ادامه دارد برایتان نگارش میگردد،اینک قسمت اول رارقم میزنم:انسان مخلوق عجیب خداست،این مخلوق به آنچه گذشتگان تجربه نموده اهمیت خاص نمیدهند،وهرتجربه عقلی واحساسی راخوددرصدد کسب آن هستند،انسان دردومرحله ازعمرخودبیشترنیازمندمشاوروراهنمای عادل وبیطرف میشود،که این نیازدورازقبول نظرات پدرومادراست،فرزندان تاخودبچه دارنشوندقدرپدرومادرخودرانمیدانند،پدرومادرازبچه گی تابزرگ شدنمان،باخنده هایمان خندیده وباگریه هایمان گریسته اند،هیچ پدرومادری بدفرزندان خودرانمیخواهد،عاشقان واقعی دختروپسرها،پدرومادرهاهستند،وازبچه های خودچیزی نمیخواهند،آنهاارث گذارهستند،ارث برفرزندان نیستند،فقط احترام ورعایت عزت وشرفشان راخواستارند،خب بهترین عاشق ودوست بی ضررفرزندپدرومادرهاهستند،فرزندان ازجگروالدین هستند،ولی والدین ازجگراولادان نیستند،پدربزرگ خدابیامرزدوستمان گفته:انسان هیچ کس رانمیتواندبالاترووالاترازخودببیند،اماپدرومادرتنهاکسانی هستندکه این اصل رازیرپاگذاشته ودرهرموردخواهان برتری ووالاتری فرزندان نسیت بخودهستند،درصورتیکه فرزندان درمقابل چنین حسی به پدرومادرخودنداشته وندارند،این مراقبه ووملاطفه درقرآن کریم نیزباآیات متعددبه فرزندان اشاره گردیده ،که به والدین خوداحسان ونیکی کنید،ای کاش فرزندان ادراک موضوع برایشان اینهمه سخت ومشگل نبود،تااولادان خسارتهای وافروجبران ناپذیررادرزندگانی های خودتجربه نمایند،(ادامه دارد). محمدمهدی مخبری ساعت 23:12مورخه 1398/3/17.


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

درکلبه ای کناریک برکه درجنگل،زندگی رامفهوم ومعنابخشید،اوباصدای آوازبلبلان ، ازخواب بیدارمی شد،وباظرف مخصوص آوردن آب ، بسمت برکه که درکنارش رودروانی ازآب بود،میرفت، لحظه ای باقورباغه های برکه وماهی های داخل آن ،صحبت میکرد،ظرف راازرودآب کرده وباخداحافظی ازقورباغه هاوماهی های برکه ، بسمت کلبه روانه میشد،صبحانه ای درکلبه آماده کرده ومیخوردوبا آن چای مینوشید، تبرخودرابرمیداشت تابسمت جنگل رفته وبرای زمستان واجاق برای پخت وپز،ازشاخه های خشک شده درختان ودرختان خشک شده ، هیزم مهیاسازد،درطول مسیرآوازطوطیان وبلبلان جنگلی ، نوای خوش وشادی بخشی برایش بود،دیدن آهوان وخرگوش ها وموش های صحرایی ،درجنگل سرسبزوزیبایی، تابلوی نقاشی زیبایی برایش متصورمیگردید،درپایان کاربرای صرف غذابه کلبه بازمیگشت، استراحتی بعدازغذا وسپس روی صندلی خود، دربیرون کلبه بانوشیدن قهوه وکشیدن پیپ مخصوصش ، ساعات راتاشب که ماه درآسمان نمایان شودمیگذراند،شب باماه وستاره های درآسمان کفتگومیکرد،وقت خواب ازآنهاخداحافظی وبه داخل کلبه بازمیگشت،این کارهرروزاوبود،ای کاش هرتنهایی میتوانست کلبه ای درجنگل ، کناربرکه داشت ، وهماننداودورازآدمیان دورو،ودروغگو،به زندگی بی دردسروبی جنجال وهیاهوی خودادامه دهد،.ازنفرت وکینه وخیانت های آدمیان دوری می جست.محمدمهدی مخبری مورخه 1398/4/7 ساعت 15*


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

سیزدهمین روزماه رمضان رابادرس سیزدهم رمضان آغازمیکنم:روزه داردرجمع بندی کارهای خوب وبدخودمیبایست دقت نموده وآنهارادردفترچه خاطرات روزانه خودثبت نماید،این روش ثبت درروندبهینه سازی خوبیهاواصلاح کارهای بدخودتآثیربسزایی دارد،روزه داردرروزاول ماه رمضان تاریخ روزهاراروی هریک صفحه درج ودرهمان روز خوبی هاوبدکرده ای خودرانوشته وثبت دردفترمیکند،درپایان ماه رمضان تعدادخوبیهای خودرابابدی هاخودمقایسه وآمارمیگیرد،تاراه گشای امورجاریه اش گرداند،اگرآمارنشان دهدخوبی هابیشتربوده یابدی ها،آنوقت تآثیرات روزه داری رابرروزه دارخواهیم دید،عارفی میگفت:هروقت انسانی یک کارخوب وخداپسندانه میکند،خداوندبه ملائک میگویدهفتادثواب برایش بنویسید،وهرگاه کاربدی انجام میده خدابه ملائک میگویدفقط یک گناه برای بنده ام بنویس،حالادرپی آمارگیری ببینیدخوبیهابیشتربوده یا بعدی ها،حالامگرمیشودگفت یک درمقابل 70 ثواب چگونه میشود،پس تناسب هفتاددرمقابل فردجهنمی است یابهشتی.م م مخبری ساعت 3:03 صبح مورخه 29/2/1339


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

قسمت دوم:حال فرزندان بزرگ شده وباحمایت مالی ومعنوی والدین درس میخوانند، دروس متوسطه وپیش دانشگاهی راباتمام رسانده وقصدورودبه دانشگاه رادارند،اینجانیازبه مشاوره وراهنمایی کاردان وبیطرف وعادل می باشد،دریغ ازآنکه پدرومادرها هم میتوانندنظرات وپیشنهادات سازنده بدهند،چه برای انتخاب رشته دانشگاهی ویلبرای ترک ادامه تحصیلات عالیه ،برای ورودبه بازارکارویاانجام خدمت سربازی برای پسرها،امافرزندان برای انتخاب خودرامجاب به دریافت مشاوره وراهنمایی دیگری میکنند،حذف تدریجی والدین دراین برهه جوانی محقق شده وآنهارابری ازدریافت نظرات وپیشنهادات والدین مینماید،پسرهاودخترها،خودرامستقل ودورازافکاروسلیقه های سنتی پدرومادرهامیدانند،وخوداین سرآغازی برای انحراف وخطا درپهنه جوانی وخامی میباشد،علیرغم مهروعلاقه وعشق والدین به فرزندان ،ارتباطات خانوادگی کمرنگ وکمرنگترمیشود،اگرراهنمایان ومشاورین ،دلسوزوعالم به مسائل روزومنصف باشند،عرصه ترقی ورشدوتکامل نمودارمیگردد،واگرمشاوران وراهنمایان ازعاطفه وعقل وعدالت وآگاهی دارای نقصان محسوس بهره مند باشند،دختران وپسران درراه سقوط ازپله های ترقی قرارخواهندگرفت،حال هرچه والدین به فرزندان ،سعی درآشکارنمودن اهداف پوچ ومشاورتهای نامعادل پیشرفت وترقی راهنمایان ومشاورین نمایند ،فرزندان گوش فرانداده وبه پندونصایح ونظرات والدین اهمیتی نداده ،ونخواهندداد،مشگل جوانان پدرومادرها،این مهربانان تاریخ بشریت وعاشقان فرزندان نمی باشد،بلکه خوداستقلال طلبی واستقراریابی اولادن مزیدبرعلت میشود،پدرومادرهانقشی درنشدن هاوممانعت از انتخاب غلط اولادن ندارتد،این مرحله برای جوانانی که ازپدران ومادران خودراهنمایی ومشاوره میگیرند،باجوانانی که والدین راکنارگذاشته واستقلال طلبی راسرلوحه امورقرارمیدهند،شروع میشودوآسیبها رقم میخورد،(ادامه دارد).محمدمهدی مخبری ساعت 23:56 مورخه 1398/3/.


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

روزی بابت این ناراحت بودم که چراآدمیان بهم ناروزده وخیانت روامیدارند،ازدروغگویی هاخسته ودل شکسنه بودم،زندگی رابخودسخت گرفتم وتمام مدت به این خدعه ونیرنگ ،ودورنگی آدمها،فکرمیکردم،هیچگاه متصورنبودم که این سن وسال هم میتواندکلی خطاوجفاداشته باشد،ازاینروبسیاربرخودگران میگرفتم که چرا؟اماوقتی به سراغ دوستی درمشهدرفتم ،اوراهنمایی کردکه واگذارش بخداکن وبشین وببین خداچه میکند!! همینطورهم شد،وقتی به همه وخانواده ازخطاهای وی ودروغهایش میگفتم،هیچکس باورنداشت واوهم بازبادروغ وتزویر،آنهارانیزفریب میداد،وقتی واگذاربخدایش نمودم وکناری آرام نشستم،تاامروزمشاهده کردم دیگردروغهایش برای خانواده اش کارسازنبوده،وهرروزبدترازدیروزرسواترشده وتخلفات ودروغهایش فاش میگردد،خداراشاکرم که این واگذاری جواب داده وتازه ترازدیروزرسواترمیگردد،تازه قراراست خارج هم برود،تازه مانده که آبروی فامیلش درآن کشورراببرد،وازآنجاهم دیپورت گرددوزندگی نکبت باروبدبخت گونه اش گریبانش راگرفته وبه نیستی وامراض ناعلاج مبتلا شود،واین عاقبت واگذارکردن بخداست،بدانیدکه تظلم وخیانت ودروغ ،بی تقاص ومکافات عمل نخواهدماند**محمدمهدی مخبری ساعت :55 مورخه 1398/4/20****


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

چهاردهمین روزماه مبارک رمضان رابادرس چهاردهم آغازمینماییم:روزه داردرطول ساعت هاروزه داری سعی درنموذهن ورشدریشه های معنوی دارد،ازاینرویکی ازخصائص روزه دارصبروبردباری وشکیبایی است،اومی بایست روزه داری صبورباشد،درمقابل دعوت عمدی ویا سهوی دعواباهیچکس درگیرنخواهدشد،صبوری ازتواضع وهوش بیدارذاتی روزه داراست،سرمسائل کوچک وبزرگ هیچگاه باکسی درگیرنمیشود اودرمقابل مصائب شکیبایی داردوبه کسی کینه وعداوت نمی ورزد،بردباریش زبانزدعام وخاص است،روزه دارباعصبانیت وبدخلقی میانه ای ندارد،همواره درآرامش وگفتمان کارهای خودرابه اتمام میرساند،درزندگی کاری وخانوادگی اش،خشونت وعصبانیت ولج بازی جایی ندارد،باهمت والای خودازروابط اجتماعی وارتباطات مهربانانه بهره میبرد،روزه داربافشارروزه اراده وعزم مصمم خوددرآرام بودن وصبوری اثبات میکند که میتوان فشارروزه داری رانادیده گرفت وانگاری پنداشت باآرامی امورراانجام داد،روزه دارانی که صبوری وبردباری وشکیبایی راسرلوحه کارها درروزه داری قرارداده وهمواره منطقش صلح وآشتی است وازجنگ ونزاع وفهردوری جسته وبامردم همچنان یاران ودوستان مهربان رفتارمینماید،این روزه داری ازبهترین روزه داری هاست که انسان درخودسازی همراهی میکند.م م مخبری ساعت 00:45 مورخه 30/2/1398


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

من میگم متفاوت بودن وخوش وشادبودن مرحمتی است که لیاقتش نصیب همه کس نمیگردد،درفضای مجازی دویار حقیقی درمکتب عشق ودوستی ،تکس میدهندباهم،جنس مردشاعرشده ،درجواب عشق خود،شعرمیگویدهمی،این بودیک یادگار،من بدان محرم شده دلداده ایی، ازبرای دوستان نقلی ازاین پرداده ای،اینک این تکس های عاشقانه ،دراین دلنوشته گشته حاصل::قصه عشق من وتوغصه دلهاشده>><< کاسه صبرمن وتوعاقبت جاری شده>><<کوزه آب من وتوعاقبت خالی شده>><<ای وجودم پرزمهرت معبردلهاشده>><<دشمن کشته ودوست دلهاشده >><<توپرازعشق وصفایی قدعلم کن>><<توفرشته گشته ایی ویادماکن>><<توبه من رسم رفاقت داده ای>><<ازوجودت عشق به جانم داده ای>><<جان خودارزانترازدل داده ای>><<آفت جان برنگاه ماودل داده ای>><<من پی دلداده ام آواره ومجنون گشته ام>><<لیلی من نیزبحریارآشفته حال گشته است>><<تودردیاردورعاشق گشته ای>><<من ازاین دیارمجنون گشته ام>><<من لبان خود به مهمانی برم >><<تاببوسدلب زلبهای توحسرت برم>><<صاحب لب بی لب است نزدتو>><<توفقطصاحب لبی  نزدما>><<درمکتب عشق من مانده ام نزدتو>><<تودردیاری ومن نذرتو>><<محمدمهدی مخبری ساعت مورخه 1398/3/.


بنام خداکه شکرگزاریش تسلی دلهاست

درکنارحوض پارک پسربچه،خیره به آن درحال اشگ ریختن میباشد،مردم بی تفاوت به گریه پسرک،ازکناراومیگذرند،من کناری ایستاده وبه آن پسربچه وحرکاتش،نظاره گرهستم،تصمیم میگیرم به اونزدیک شوم،وعلت گریه وخیره شدنش رابه حوض پرآب پارک،جویاشوم،به پسرک نزدیک شدم وگفتم:پسرجان چه شده که گریه میکنی؟پسرک میگوید:سکه پانصدتومانی که مادربزرگم بمن داده دراین حوض افتاده،گفتم :ایرادندارد،خب من سکه رابتومیدهم وتوهم گریه نکن،اومیگوید:من خودم کلاس چهارم هستم وعقلم میرسد،سکه پانصدتومانی دیگری ازپدریامادرم بگیرم،ولی من همان سکه ای که مادربزرگم بهم داده ودراین حوض افتاده رامیخواهم،برایم ارزش معنوی دارد،چون آنراازمکه آورده وبه خانه خداطواف داده،حالامتوجه شدیدبرای چه این سکه اینقدرمهمه؟من سری تکان دادم ویکدفعه تصمیم گرفتم پاچه شلوارم رابالازده وکفش وجورابم رادربیاورم،سپس داخل حوض شدم ،اماچنددقیقه ای نگذشته بودکه مآمورپارک باسوتش مراازحوض فراخواند،بیرون آمدم وماجرارابرایش تعریف کردم،گفت:جوراب وکفش هایت رابپوش تامن مشگل راحل کنم وبرگردم،من کنارپسرک ایستاده بودم،بعدازچنددقیقه،اوآمدوتوجه مارابه حوض منعکس نمود،جالب بود،آب حوض کم کم تخلیه میشد،تازه فهمیدم که حوض محل تخلیه داردوباپمپ آب داخل وخارج میشود،حوض تخلیه شدوپسرک سکه خودرایافت وخوشحال وخندان ،ازماتشکرکردورفت،میدانستم خوشحالی پسرک بعدازگریه چه ارزشی دارد،منهم خوشحال ازپارک بسمت خانه راهی شدم**محمدمهدی مخبری مورخه 1398/4/21 ساعت 6:40 صبح جمعه****


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلها

بیست ودومین روز ماه رمضان رابادرس بیست ودوم نقل میکنم:روزه داری برای بالابردن ضریب اعتماد واعتقادوتسلیم رب بودن به واجبات تعیین شده اوست،خداهرآنچه برای مامقرروتقدیروبرنامه ریزی نموده خیروصلاح بوده ومیباشد،درس امروزانتخاب راه وهدف میباشد،من هدفم خداست برای رسیدن به اووتسلیم مطلق شدن راهی راکه اوتعیین وترسیم نموده است دنبال میکنم ،فرددیگری هم خداهدفش میباشدامامسیرانتخاب شده اش آن نیست که خداتعیین نموده،هدف من واومشترک وسیله وراه متغیرومتفاوت است،دونفربهم عشق میورزن وهدفشان عشق وزندگی عاشقانه است،امابه دورازراست یادروغ بودن این عشق ،وسیله ومسیررسیدن به هدف متفاوت ومتغیراست،یکی دنبال پول وکسب قدرت وخیانت نهان وتظاهرمتظوررانه ودروغ انگاری دراین هدف گام برداشته وآن یکی دربست راه راست راپیشه گزیده ودرنهایت اضراروزیان می بیند،امانقشش درزندگی ورسیدن به هدف کمرنگ نمیگردد،درس انتخاب راه درست وهدف درست ترمیباشد،آزمون وسنجش درهدف نگاری وانتخاب راه هیچگاه ازپایه مکروحیله ممکن نخواهدشد،دیگران رامیشودبادروغ وتزویرفریباند،امامگرمی شودبه خودهم دروغ گفت؟!!! مادرانتخابات خودازدیگران سرمشق نخواهیم گرفت همانگونه که درتعیین مسیروراه رسیدن باهم یکسان نطری مشترک نداشته ونداریم،هرکس مسئول اعمال وعملکردخودمیباشد،مابرای همدیگرتعیین کننده نیستیم ولی نبایدهمدیگرراهم فریب بدهیم،فراموش کردن خدادراین امورکفری آشکارومحسوس است،پس بایدمنتظرعقوبت ومکافات عمل خودباشیم،دیروزوددارداماسوخت وسوزندارد.م م مخبری ساعت 2:05 مورخه 1398/3/7.


بنام خدایی که هست

زمان های قدیم ،البته نه خیلی قدیم،دکه های یخ فروشی بود،سرکوچه ماهم دکه یخ فروشی بود،تابستانها یخ میفروخت وزمستان ها ،لبووباقلی،چون اون روزهاهمه خانواده ها یخچال نداشتند،ازاینروبرای آب وشربت وآبدوغ ،یخ ضرورت داشت،ودوریال که میدادیم چقریخ میگرفتیم،البته مادربزرگ من هرگزیخ نمیخرید،وآب خنک راازکوزه می نوشید،ازهمه ماهم خدابیامرزسالمتربود،روحش شاد،باری اینک که یخچالهای یخ سازوآبسردکن وگرمکن آمده است این دکه های یخ فروشی جمع آوری شده اندوازنسل آنهاکسی باقی نمانده ، هیچوقت فکرنمیکردم بزرگ که شدم یخ فروش سرکوچه امان دیگرنباشد،این رسم روزگاراست ای یار**روزی هم من نخواهم بود وحسرت نبودنم رابادل یدک خواهی کشید**من یخ فروش نبودم ،چون اونهاهمیشه خنک وسردبودن ،چون بایخ تماس داشتند،**ولی اگرنبودم ،برمزارم یخ بگذاریدکه لااقل ازگرمای آن دنیاکمی کاسته شود** محمدمهدی مخبری مورخه 1398/4/6 ساعت 22 /30


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

درماه رمضان سریال های تلویزیون کمدی وشادنیست ،تاعرفانیت معنوی روزه داری حفظ وپهنه استجابت دعاهاگسترده گردد،دروبلاگ بلاگ فا وبلاگ اسکای من نیزاین اصل رعایت شدوخوانندگان احساس مینمودندکه دلنوشته تحت عنوان خاطره ودرس رمضان بیشتربه غمنامه ونوشته های یک عشق شکست خورده مربوط میشود،که صدالبته این نبوده است،حال تافرارسیدن ماه محرم دورازحزن واندوه نگارش دلنوشته درقالب شادی وسروروطنزدردووبلاگ بلاگ اسکای وبلاک فامندرج میگرددوامادلنوشته امروز:وقتی بچه هستیم وباپدرمان به تنهایی بیرون میرویم هرچه بخواهیم برایمان میخرد،وقتی مان بیرون میرفتیم هرچه میخواستیم ،نمیگرفت جای خودتازه دستمان راهم میکشیدکه برویم بعدآبابات میخره،حالااگربادوتاشون بیرون میرفتیم بابام میگفت هروقت کارخوب کردی ومادرت گفت برات میخرم،بزرگترشدیم ،ازدواج کردیم وصاحب بچه شدیم،بابچه که بیرون می رفتم هرچی میخواستن میگفتم میخرم حقوق بگیرم سرماه،سرماه که می شدآنقدرخرج ودخل بالابودکه همه حقوقم بابت هزینه میرفت ومن شرمنده بچه هامی شدم،حالاکه خیلی بزرگترشدم بابچه هام که بزرگ شدندوتشکیل زندگی دادندومراباخودبیرون میبرندتاخریداشونوجابجاکنم،اگردلم چیزی خواست وبه آنهاگفتم،آنهاهم جواب میدن باباازشماگذشته این رنگ لباس رابپوشی یافلان خوراکی برات خوب نیست کلسترولت بالامیره،بله جواب های هویه،ولی من نداشتم ونخریدم وآنهادارن ونمی خرندتاانتقام گرفته باشند،منم فقط به این دنیا میخندم چون خنده نکنم چیکارکنم؟!!! حالازودباراروببرم خونه تابچه ها عصبی تشدن وشام بهم نمیدن محمدمهدی مخبری ساعت 2:12 صبح مورخه 1398/3/16


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

بیست وهشتمین روزماه مبارک رمضان ودرس بیست وهشتم رمضان رامی آغازیم:روزه دارسعی میکنه کارایی که مبطلات روزه است انجام نده تاروزه اش باطل بشه،ولی عشق ورزی ودوست داشتن وابرازآن ازمبطلات روزه نیست،مهربانی نشانه ذات خوب وفطرت درونی ازبدوتولد ست،تقسیم محبت به دیگران ازنشانه های اصالت وتربیت معنوی درخانواده است،ابرازعشق واقعی وتوجه ویارگیری وتعددنداشتن عشق ،ازنشانه های بارزصداقت وحسن اعتمادوراست گرایی وسلامت روح وجسم وحلال خواری خانوادگی وتمسک به رب العالمین است،عاشق بودن ودوست داشتن لحظه ای وبی دوام نیست،عشق داشتن ودوست داشتن آدمیان دوری ازهرزه گی هاست نه متوسل شدن برای رسیدن به مقاصدشوم ونیرنگهای دنیوی است،عاشق زمان ومکان نمیشناسد،عاشق ازعشق خوددوراست ولی عشقش رادردورترین نقطه کره زمین که باشدموردمراقبت ومواظبت وحمایت دلی قرارمیدهد،چه بداست بجای حیله ومکروفریب آدمیان ازکلمه عشق سوءاستفاده نمود،عشق داشتن وورزیدن بیکدیگرلذتی دنیوی واخرویست که طعم آن ماندنی وحیات بخش است،اگرروزه داربه عشق خودعشق ورزدروزه اش راباطل نکرده بلکه توانسته جلوه زیبایی عشق رابه تصویربکشدتادیگران راازخواب بیدارنماید،عشق معنای وجودی داردکه بدل آن ونوع ساختگی کذبش ویرانگرومخرب است،حال چگونه است که عاشقین دروغین به هرکه میرسندعشق راتخریب وآنان راکه دستاویزنموده اندراازبین برده وبدبینشان میکند،این رسم جفاراازمرام عشاق واقعی تمیزدهید.محمدمهدی مخبری ساعت 3:25 صبح مورخه 1398/3/13.


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

بیست وششمین روزماه رمضان هم آغازشدودرس بیست وششم رمضان هم درصف نقل :این قول وقرارآدمیان باخداچه ناپایداراست،وقتی گرفتارهستیم ازخداچه میخواهیم وچه فولهایی به خدامیدهیم،تااخوشی به خوسی میرسیم خدارافراموش کرده وقل هایی که داده ایم راازیادمی بریم،تاسیه بختی که حقمان است سراغمان میاید،شبانه روزازخداکمک ومددمیخواهیم وقل میدهیم دیگرزندگی کسی راخراب نکنیم،به کسی حسادت ورشک نورزیم،به کسی تهمت وافترانبندیم،دروغگویی راکناربگذاریم وغیرراست چیزی نگوییم،حق کسی رانخورئه وعدالت وتعهدووفای به عهدرازیرپانگذاریم،تاخدانظری میکندوفرصت دوباره ای به مامیدهدهمه چیزراازیادمیبریم وحتی لجظه ای بیادخدانمی افتیم،تاازنظرمالی کم میاوربم ازخداملتمسانه تقاضای کمک ومساعدت مینماییم،قول وقسم میخوریم که قرضمان رابدهیم ومال حرام وحق الناس راازگردنمان ساقط کنیم،تاروزنه ای خدابازمیکند هم خدا وهم قول ووعده هایمان رافراموش میکنیم،آخرماچه انسانهایی هستیم ؟آخرچگونه است ازعمل نکردن به عهدوپیمان باخدانمی هراسیم؟!!! چرااینچنین جسوروخدانترس شده ایم؟!!! خداکه خالق ماست وبه عهدشکنی هایمان ودروغ هایمان واقف است راگول زده وفریب میدهیم پس حق دارندبنده گانی که ساده لوح وبی اطلاع ازاحوالات ونیات ما خام مامیشوندوبرایمان آه ونفرین جاری مینمایند؛به کجامیرویم وبه که اقتداکرده ایم وچگونه ازخدانی ترسیم؟!! . م م مخبری ساعت 2:08 صبح مورخه 1398/3/11.


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

نیمی ازماه مبارک رمضان سپری شدومیلادامام حسن مجتبی ع کریم اهل بیت ودرس پانزدهم رمضان:روزه داران نبایدبرای کس وکسانی دشمنانی باشتدکه باچهره متظاهردوست ظاهرشده باشند،دوستی حرمت است،عزت وشرف است،دوستی پایه مردانگی ومرام ومعرفت ونشان لوطی وپهلوانی است،دوست درکناردوست جموس مشترک است درهمه چیز،دوست برای دوست زیرورونمیکشد،جان میدهدکه جان دوست محفوظ ودرامان بماند،روبه هم نمی ایستندوهمیشه کنارهم میمانند،تکلیف دوست بادوست به رسم وآئین دوستی معلوم است،امادوستی که ذات وباطنش دشمنی است ودرلباس دوست دوستی می گزیندتاضربه بزندواوراازپای درآورد،ولی احسنت به دشمنانی که دشمنندولباس دوستی نپوشیده ونخواهندپوشید،آنگاه است که دشمن رابشناسی هیچگاه به آن پشت نمیکنی که خنجربخوری ازپشت،ولی چون دشمن درلباس دوست رانمیشناسی پشت به آن میکنی اوهم درفرصت مناسب درپشتت خنجرودرقلبت تیرفرومیبرد،ماه های زمستان میشکنندونابودت میکنندوبه خلق الله هم میگویندخودشکسته وخنجرزده است،این دشمنی درلباس دوستی قالبی شیطانی وصفتی پست به یدک میکشاند،اوعاقبتی نخواهدداشت وبرزخ منزلگاه هش میشود،دنیابختش راسیاه وروزگاربرایش سنگین وغیرقابل تحمل میشود،تکبروغروروخودرضایتی مانع توبه واستغفارش میشود،پس بایددست دشمنانی که دشمن علنی ماهستندوخودرادشمن معرفی میکنند،رافشردوبه آنهاآفرین گفت،وبرای دشمنان دوست نمایی که حریم دوستی راملعبه ناجوانمردانه خودبرای رسیدن به اهداف شومشان قرارمیدهند،رسوایی ودربه دری ونابودی مسئلت داریم.م م مخبری ساعت 2:45 مورخه 1398/2/31


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

مکتب عشق ودوستی ،دانشگاه احساسات پاک ،بدون ارائه مدرک علمی است،عشق ودوستی علم ودانش روزنیست،ازقدیم الایام بوده وهمچنان خواهدبود،مکتب خانه های قدیم که درآن چوب وفلک برای یادگیری وتنبیه بکارمیرفت ،امروزوجودندارند،مقایسه مکتب خانه ومکتب عشق ودوستی محال محض وقیاس ناممکن است،امادربرابرمعرفی عشق ودوستی بعنوان مکتبی ازگذشته تاحال وآینده ،کمک بزرگی برای تفهیم تفاوت عشق این منشاءاحساسی بااصول غیراحساسی میباشد،مکتب خانه ومدارس ومراکزآموزشی ودانشگاه ها،ازقدیم تاامروز،درجهت کسب وآموزش علم برای عقل وپهنه های غیراحساسی است،ورشدوتکامل علمی درکسب وکشف موجودیتهای قابل تصوراست،امامکتب عشق نه مکتب خانه قدیمی باچوب وفلک بوده،نه کسب علم وآینده شغلی راتضمین میسازد،درمکتب عشق ودوستی احساس ودل حاکم بوده وخودبخوددریک لحظه بوجودمی آید،نه حرف کسی رامیفهمدوگوش میدهد،نه نگران فردامیشود،درمکتب عشق طرفین عاشق میشوند.ازهیچ چیزوهیچ کس نه میترسندونه تبعیت میکنند،حتی ازعقل خودشان گویادیوانه ای بیش نیستند،پس مکتب عشق این است نه چیزدیگری،عاشق راضی نمیشوددرپای معشوق حتی خاری برودچه رسدبخواهدخواری اورا،علائم عاشقی ودوست داشتن واقعی راشناختید،اگرعمری باقی بودازعشق بجه گی وگذشتن من ازعشقم بخاطرخودش که خوشبخت بشودگذشتم رافردادرهمین وبلاگ مینویسم،شماهم اگرعاشق شدیدبخاطرخوشبخت شدن اوازعشقتان بگذرید،توانستیدعاشقید!!!! کسی عشق رامی فهمدوحس میکندکه ازمال دنیا وازوسوسه های شیطانی بگذرد،دربست عشقش رابپرستت وبس،منظورم دراین دلنوشته شخص خاصی که همیشه برای اونوشته ام نیست،شایدبرای (ش ش )ویا(س ام) ویا(ن ا) یا (م ش) ویاهرکس دیگری هست وشایداصولابعضی ازمردها مث خودم یا(ف ن) ویا(رم) ویا(م آ) میباشد؟؟درمکتب عشق ودوستب خبرازیکرنگی است،خبرازراستی وراستگویی است ،خبرازبی خطایی وصداقت وصافی است،خبرازسادگی وپشت کردن به مال دنیاست،خبرازنگران نبودن فرداست،عشاق دوستانه وعاشقانه همدیگررامی پرستنددرحدخدایی اگرشرک نباشد،مکتب عشق وعاشقی تنبیه نداردعاقبتش مرگ است برگشتی درکارنیست.محمدمهدی مخبری ساعت :55 مورخه 1398/3/17.


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاستوچهارم رمصان دربیست وچهارمین روزماه مبارک رمضان رامطایبه میکنم:وقتی درآیینه نگاه میکنیم وباخودحرف میزنیم ازدرون خودوظاهرمان بیخبریم،ظاهررادرست میکنیم تاخودمان خوش گردیم ودیگران راازظاهرآشفته امان راضی سازیم،اماهیچ بارازدرون خودمطلع نمیگردیم وبرای اصلاح آن تلاش نمیکنیم تاحتی خودودیگران ازدرونمان راضی سازیم،دیروزشخصی ناخن های کاشته اش رانشان دادوگفت :دست زن بایددارای ای نظم باشد،ازاومیپرسم ناخن کاشتن ومژه مصنوعی ورنگ کردن مونشانه چیست؟زیبایی رارقم میزندبرای کی؟ذات ودرون راتغییرمیدهد؟نه نمیدهد!!!اوشخصی بوده که بسیاری ازآدمهارافریب داده وبه خانواده خودسالهادروغ گفته،حتی بخودنیزدروغ گفته ومیگوید،درفکرنادانانه اش ناخن کاشتن ولاک زدن ومژه کاشتن ورنگ مواورازیبا وخوش ذات درونی نموده !! امااینطورنبوده ونمیباشد!!اوبه خودتلقیت میکند،ذات درونیش شیطانی،زبانش ازتگفتن راستگویی پینه های دروغ زده،دل تاریک وگنه کارش سیاه وچهره اش راتغییرداده وزشت نموده که حتی باکاشتن مژه هم عوض نخواهدشد،تایاددارم ازدست وانگشتان دیگران ایرادگرفته چون چیزی دروجودش برای فخرفروشی نداشته است،فکرمیکندزندگی ظاهراست درصورتیکه زندگی درون وباطن است،اوراخوشبخت نخواهم دیدکه دیگران رابه سخره میگیرد،ای کاش اوهم ظاهرش قابل تحسین بود،نه اینکه ظاهرش ونه باطن ودرون پاکی نداردوزندگی بادروغ وحیله وخیانتکاری رادنبال میکندکه خوددرآن درغرق شدن ودست وپازدن درلجنزاری است که درکش نمیکند،فایده آیینه آنست که ظاهررانشان میدهدوازنشان دادن درون خبری تیست.م م مخبری ساعت 3:05 مورخه 1398/3/9.


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

بیست ونهمین روزماه رمضان ودرس بیست ونهم رمضان رامطایبه میکنم:درس آخرین روزیایک روزمانده به آخرین روزماه رمضان اینچنین است:یک انسان باتمام امیدوآمال های خودبه انسان دیگری پناه می آورد،اواندوخته های مالی خودرادرهراندازه کم یازیاد،برای ارتزاق به اومیدهد،وقتی متوجه میشودتمامی سرمایه اندوخته شده اش رافردبه یغمابرده است،به زمین وزمان ناسزامیگویدواگرسکته نکندشانس آورده است،اوبرای دوره های بعدی به دیگران اعتمادنمی کند،ازحرف وقول قرارهای راست هم می گریزد،اوازگرفتارشدن ومال باختگی بعدمی هراسد،درکشورایران باتمدن هزارساله مردم باحسن اعتمادبه همه نگاه میکنن تاخلافش ثابت گردد،ولی درکشوری مانندآمریکا مردم باسوءظن باهم برخوردمیکنن واعتمادبه کسی ندارند،تاخلافش ثابت گرددوآنوقت است که بامردم خوب رفتارمیکنندوبه آنهااعتمادمی ورزند،امااعتمادومهمانوازی ماایرانیان خاص خودمان وزبانزدمردم فهیم دنیاست،سالهاست بی اعتمادی دربین مردم رواج واشاعه یافته است،هیچ قول وقراری جای خودنیست،هیچ رفاقتی اصول خودرانداردوپایداریش اندک است،اسرارورازهافاش وبرملا میباشد،آبروریزی وآبروبری کاری عادی وفرهنگی همه گیرشده است،دیگرپروانه عاشق شمع نیست وخودرافدایی نمیکند،گله وشکایات مردمی به گله وکوچ نااعتمادی تبدیل شده است،سرهمه مردم درلاکهای خودفرورفته وبی خبری ازهم نوع ،دستاویزبی مهری وقصی القلبی مردم گردیده است،اگرباهم نبودن الگووسرمشق تکلیف ماقرارگیرد،حیات جمعی ودرکنارهم بودن هابه قصه هامی پیوندد،دوستی ومودت به دشمنی وکینه وعداوت تبدیل میشود،ماازدلهاواحساسات خوددورگشته وباآنهاغریبه شده ایم.محمدمهدی مخبری ساعت 3:30 صبح مورخه 1398/3/14.


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

عیدفطرفرارسیددرپایان بیست ونه روزروزه داری درماه مبارک رمضان ،وتبریک عیدسعیدفطربه همه مسلمانان جهان،درس آخرعیدفطر:ملاقات آدمیان درزمان ومکانهای مختلف ازجهات پیرامونی نیازبه شکل گیری صحیح ودرس دارد،ارتباطات یاکاریست،یافامیلی،یاعشقی واحساسی،یای وبین المللی،بحث این دلنوشته ارتباطات عشقی واحساسی است،دختریاپسری ازطریق فضای مجازی باهم دوست میشوندوراست یادروغ به هم علاقمندمیگردندکه بادرصدکم ازدواج صورت میگیردویایکی یادوطرف ارتباطآسیب می بینند،ازمحل ست وبچه محلی مثلآدرتهرانپارس یادرجوادیه،دوستی بخاطرمعرفی زبان به زبان جوانهاشکل میگیرد،دوست پسرازسابقه دخترباخبروباقصددروغین ازدواج برای کامیابی پیش میآیدواستفاده نموده ودرصدازدواج یک درصدومابقی آسیب برای دختروادامه این راه باکس دیگر،یادوستی بامعرفی دختری ازدوست دخترش به دوست دوست پسرش آغازمیشود،این ارتباط نیزدرصدازدواجهایش پنج درصدونودوپنج درصدآسیب برای دختراست،حال شکل بیان این ارتباطات برای نسل جوان بسیارسخت ومشگل است خصوصآبرای دهه شصتی ها،که اصلآ غیرممکن است،بنظرمیرسدفرهنگ سازی وبهینه سازی ضرورت این ارتباطات است وگرنه همان سنت قدیمی ونداشتن ارتباط دختران وپسران تاقبل ازازدواج راهکارصحیح خواهدبود،من به شخصه ناظربوده ام که دختری به خانواده خودچه دروغهایی گفته وهمچنان میگوید،برای ارتباط حتی دروغ کارپیداکردن ویاختم رفتن ویاکوه بادوستان دختردرصورتیکه کذب مطلق است،عنوان میکند،این دروغگویی ماحصل بیماری جنسی وروانی وروحی است،وقتی سئوال میکنیدکه چرااینچنین دروغ وخطا؟؟پاشخ میدهدمن تنهاهستم وازتنهایی اینکارهارامیکنم،پس دخترانی که درخانه هستندوتنهایی میمانندونجیبانه زندگی میکنند آدم نیستندکه نه دروغ میگویندنه ارتباطلت زیادی باپسرهای مختلف دارند؟آیاآنهامیمیرندکه خطانمیکنند؟پس ذات هاخراب وطینت هاخرابترشده درافراددروغگووخیانتکار.محمدمهدی مخبری ساعت 14:03 مورخه 1398/3/15.


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

دردریای عشق تنهاقایقرانی که شب ها،درزیرمهتاب ماه ودرحضورستاره ها،برای دیدنت توکه درخواب بودی،پارون،درپرتلاطمی ذهنت ،مسافت زیادی می پیمود،وکلامی نه گله داشت ونه خم به ابرومیاورد،وبرایش نه خواب ونه بیداری بی تومعنانداشت،وبرایش آنچه مهم بود،دیدن لبخندونقش رخ تودرآب بود،من بودم ، که مجنون کتاب درس ماهیگیران وصیادان بودم،حتی محفل ماهیان وموجودات دریایی رابهم زده،وآنهارابه شهادت میگرفتم،اگره کوه وصخره ایی دردریابود،اورانیزبخاطرعشقت ،ازبین میبردم،تاروزی که درخیال قایقم راسوراخیدی،ودردریای بیکران عشقت ،اسیرموجودات ذهن ومآوجنون ،شدم،آنگاه بودکه خنده ای تومرابیدارنمود،تایادگیرم مجنون بودن دراین زمانه لیلی میخواهد،وتوحتی شبیه لیلی هم نیستی ،ونمیتوانی اوهم شوی،مجنون لیلی مراازاسارت موجودات ذهن وومآواهای دروغین تورهانید،اوبمن درسی آموخت کین زبعد،آن رابکارخواهم گرفت وبه هیچ عشقی،نگاه نخواهم انداخت،اوبمن گغت:من ولیلی عاشقانه هم رادوست داشتیم،وفقط عشق متعلق به ماست،ماهم افسانه ای بیش نیستیم،ذهن ودلت رابحراین دوست داشتن های،دروغین خرج نکن،که آخرش درخواهی یافت،که سیاه دل شده ای وآواره روزگار،دنیای فانی برای عشق وعاشقی جایی ندارد،دلهاسنگ واحساسات مادی وعام شده ،لیلی خاص بودوتعلقات خاص داشت،امروزعام بودن مداست،پس مدعشق رابه سخره ومعشوق رابه خنده وخیانت وامیدارد** برآن شدم که من هم بخندم تاهم عاشق بخنددوهم معشوق،درمقابل عامی بودن ماهم عامی خواهیم بود.محمدمهدی مخبری ساعت 2:30 صبح جمعه مورخه 1398/4/14*


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

هیجدهمین روزماه مبارک رمضان راآغازودرس هیجدهم رامینویسم:دردرس گذشته چگونگی برخوردباروزه داررارقم زدم،این درس ازافطاری دادن به روزه داروثواب آن حرف میزنم،خداوندلیاقت حمالی بنده های خودوطعام دادن به آنهارابه هرانسانی نداده ونخواهدداد،هستندافرادی که ازخانه تامحل کاروبلعکس ازمحل کاربه منزل حتی یک نفربرای دریافت صدقه وکمک به آنان مراجعه نمیکنند،زیرالیاقت دادن صدقه راخدابه آنان نداده است،ولی افرادی هستند که صبح ازمنزل به سوی محل کاروازمحل کاربه منزل مستحق وگرفتارسراغش میایدواین لیاقتی است که خدابرای کمک به آنان داده است پس لیاقت بایدازسوی خدابه بنده ای اعطاءشودتاکمک ومساعدت به بنده گان خداکند،حال سفره داری وطعام دادن به بنده های خدانیزلیاقت میخواهدکه خدابه هرکسی نخواهدداد،حال اگرروزه داری راافطاری دادن نصیب شخص واشخاص شودلیاقت راخداعنایت فرموده،روزه داربرای افطاری به منزلی دعوت میشودوقدم وی برکت به هرخانه ای که برودمیبرد،بیاییدسفره داری روزه داران رادرافطاری دادن آزمایش نماییم که متوجه شویم لیاقت راخدابرماعنایت فرموده یانه؟خداوندروزی بندگان وخدمت به بنده هاوسفره طعام انداختن برای بندگان خودرابه هرکسی نخواهدداد،حاتم طایی هاکم نبوده ونیستندولی همه حاتم طایی نمیشوندتابه خلق خداخدمت رسانی کنند،من خوشحالم که بندگان صالح خدارامیشناسم که درخفاءکمک گرفتاران ودست گیرنیازمندان وطعام رسان گرسنگان این بندگان خداهستندوافتخاراین حمالی وعشق ورزی به بندگان رادرپنهان ودورازچشم ومنت برسرمردم رادارندوبه نحواکمل ازآن بهره وری اخروی ومعنوی مینمایند،خدایاتراقسمت میدهم لیاقت خدمت رسانی رانیزنصیب مابگردان.م م مخبری ساعت 3:14 صبح مورخه 1398/3/3.


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

آسمان آبی ، فکرمهتابی ،دل درپی لابی ، معشوق درحال زیرآبی ، میوه فصل گلابی ، جیب عاشق خالی ، شغلش بیکاری ، خانه ازاثاث خالی ، شعارمیده عالی ، معشوق شده حالی ، به یارقبلی زده ضدحالی ، خیانت شدجاری ، باهم گرفتن فالی، روی نقش های قالی ، کارشان تمام نشداینجاباری ، معشوق شد دودلداری ، گرفتاردروغ ورازداری ، مدتی بعدرازشدجاری ، کارمعشوق شدبیگاری ، بی یارقبلی بدشداوضاع مالی ، معشوق افتاددنبال کاری ، یارفعلی بدداشت وضع مالی ، چون نداشت تعهدکاری ، انتخاب معشوق نبودعالی ، خبرهاهمچنان شدجاری ، اینک باخبرگشتیم اززندگی ثانی ، معشوق میگفت بدباشدوضع مالی ، این شعارهای عاشق هست بسیارعالی ، ازدواج مابرترازهرکاری ، ماهم خسته ازنقالی ، دعامیسازیم برای این دوعشق فعالی ، برچشم بدلعنت گرنبیندازدواج این دویارجانی . محمدمهدی مخبری مورخه 1398/4/6 ساعت 16:10


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

درآخرین آدینه ماه تیر،این دلنوشته ناننوشته تاکنون خویش راتقدیم میکنم به مرحوم پدرم ،شماهم باذکرفاتحه ای،بیادرفتگان ،ومرحوم پدرم،مرایادکنید،**درپیج دوست بزرگواری دراینستاگرام،که استادخط وانجمن خوشنویسان هستندشعری توجه ام راجلب کرد:مست شد،خواست که ساغرشکند،عهدشکست،فرق بین پیمانه وپیمان ،زکجاداندمست،این شعرمراازحبس دل رهانید،جسم آزادازقیدوبند،وروح راتسلیم ساخت،پروازوتفرج وخوش خبری رامهیاساخت،ازنومیسازم وبه زباله تاریخ انداختم ،مست پیمان شکن زشت خوی ،عقرب صفت کفتارمرام را،ازاین آدینه خواهم ساخت نه یکشنبه شبی،بلکه شبهای بیشتری،خوب شدم تاکه بخواندم شعری،صاحب شعرمراکاری نیست،الفت زلف بهم بافته چشم غزال ،خوشنویس پرتونگاه،بیدارم کرد،ورنه من طالب خواب وپس رفتن بودم،این همه خوبان داشتم زچه دنبال روبه صفتان زشت مژه کاشت بودم،من درره صرف طراوت وفدایی رفاقت،نفس نودارم،اویه بیچاره مرداب نشین ،ازنفس افتاده میل دروغ وخیانت دارد،اورفت زذهن ویادهمگان،تابرایش به گدایی ببرندکهنه اناری وبه سگ اندازن به دهانش،ماباغ گل ان ،وباغ انارم میل است،رحمت رفته هایی صلوات که همش خاطره داریم به ذهن،لعنت مابه انانکه ویرانه ساختن ذهن ما،ماهنوززنده ومایل به حیات ،درحیاط خانه صفایی داریم،که دراین محفل ماهرزه گان،جای جلوسی ندارندهرگز،امروزشروع خوبم راباهمه دلهای صاف وبی آرایش تقسیم میکنم،خوش وسرحال باشید*** محمدمهدی مخبری مورخه 1398/4/28


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

شانزدهمین روزرمضان اول خردادماه گشته ودرس شانزدهم بشرح دلنوشته تقدیم میگردد:روزه داری بازکردن آغوش برای دست گیری خداست،تادست اوگیریم وخودرابه دست اوسپرده تاهرجابخواهدماراببرد،روزه داربه تسلیم بودن خدیت داردوسعی درنشان این تسلیم دارد،روزه دارشنونده غیبت وتهمت نمی باشدومستمع هیچ غیبت گوومفترایی گونمی باشد،اوازحضوردرجلسات غیبت وتهمت وافترابری می جویدوخودرادرتحریم ازجلسات اینچنینی میداند،غیبت درهردین ومذهب نشان ازآزارتفکرات وهدف گرایی فردی است که حسادت ونفرت وکینه وعداوت درآن نقش بسزایی دارد،روزه داردرتلاش است نه خودغیبت نمایدونه درمحفل غیبت سکناگزین باشد،روزه دارازتهمت وافترابستن به دیگران پرهیزمینمایدوخودنیزسعی داردتادرجلسه تهمت وافتراحضورنیافته وبه ترک این جلسات خودراآموزش وعادت دهد،روزه داربه این اصل که غیبت کردن وتهمت زدن وافترابستن گناهش درمقابل غیبت شنیدن وتهمت وافترا،برابراست،معتقدومعترف هستند،خوشابحال روزه دارانی که این اصل راپذیرفته وبدان عمل می نمایند،افرادی که غیبت وتهمت وافتراراترک س نکرده اند،خوب میدانندکه عقدهاوکمبودهاوحسادت های آنان دربیان این غیبت وتهمت وافترااصل بی انکاربوده وهست،اثرات تهمت وافتراوغیبت درصورت آنان غباروکدری خاصی نقش یسته وچهره های خاصی برایشان به ارمغان آورده است.م م مخبری ساعت 00:6 مورخه 1398/3/1


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

ادامه خاطره جادورادرروزبیستم ماه رمضان (خاطره بیستم رمضان)ادامه میدهم:همسایه ای داشتیم که یک سیدلال وکربخانه اشان تردد میکرد،ودعاءنویس شیطانی برای کارهای شرومخرب وخواسته های غیرخدایی روی نعل اسب اسماءالله رانوشته وبانجاست روی آن برآتش شعله اجاق گازقرارمیداد،مدتهابه رفت وآمدوکارهای ابلیسی وی توجه میکردم،بارهاباهمسرش که مردخوبی بودصحبت وتوصیه میکردم تازوجه اش راازاین امرمنع وازعواقب بداین عمل باخبرش نموده بودم،تااینکه مطلع شدم چندی است خانمش رابیمارستان برده وشیمی درمانی اش میکنند،بهدازماههادوسینه اش راتخلیه وبی سینه نه شد،وازخجالت وحرف مردم ازآنجاکوچ نموده ورفتند،این بیماری سرطان سینه خوش خیم وبریدن سینه هایش هشدارالهی بود،اگرمیدانست که اینچنین خواهدشدقطعآاین جادوگری راانجام نمیداد،وبرای هیچیک ازآشنایان ودوستان وهمسایه بدنمیخواست،درعلوم غریبه هیمیا سیمیا وکیمیا اکتسابی واماعلم جفراکتسابی نیست،وبایدبه آدمی عنایت واعطاشود،کسانی که باچله داری وبیان اذکارمخصوص وریاضت مرتاض های هندی بینایی معنوی رابدست میاورند،ولی این علوم ماندنی وپایدارنبوده ونمیباشد،بعضی هاقفل وپارچه ونفوس وذکرهای منفی رادرقبرستانها وزیردرختان درجنگل دفن کرده تازندگی هایی را فی میکنند،روزی درمنزل یکی ازدوستان جن گیری رابمنزلش دعوت کرده بودواوباخواندن سوره جن درمقابل آیینه کلیه جوابهاراازداخل آیینه استخراج مینمود،جواب سئوالاتی که همه درست داده می شد،امابه نظرمن شعبده بازی وذهن خوانی بود،درحال حاضردراهوازگروهی جادوهاودعاهای خانه ویران کننده هایی بنام صبیا هستندکه این جادوهاراانجام میدهند،تسخیرجن واحضارموکل وارواح ازکارهای شیطانی است،انسان بایدبخداتوکل کنه وهمه چیزراازاوطلب کند،جادووسحروکف بینی وسرکتاب وفال وغیره خرافات ومخرب زندگی هاست.م م مخبری ساعت 1:35 مورخه 1398/3/5


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

دروبلاگ بلگ فای من بنشانی:mohamadmehdimokhberi.blogfa.com خاطره نوزدهم رمضان رابخوانیدبعددرس نوزده رمضان دراینجارابخوانیدتاازربط موضوع جادومطلع گردید:سالهای متمادی بادوستان مطلع وباعلم علوم غریبه تماس تلفنی وجلسات حضوری داشتم،علتش خرافات وروی آوردن مردم به فال های قهوه وچای وورق تاروت وپاسوروبهره وری امهای طالع بینی وسرکتاب بازکن هاوشیادین این علم که باکتب جادوخصوصآکنزالحسینی وخواص الحیوانات مردم ساده وگرفتارراترکه مینمایند،باجادوهای شیطانی بخت دختران وکسب کارمردهاراوحتی مریضی ومرگ بعضی هارارقم میزنند،خدامیدانداین کافران دعاء وجادونویس ارتزاقشان حرام وعمرشان کوتاه وچهره های سیاه وکریح آنان تاپایان زندگی نکبت بارشان همراه آنهابوده وبی توجه به نفرین مردم ومکافات عمل توسط خدای رب العالمین روزگارمیگذرانند،هرخرافاتی وهربهره وری شیطانی وتسخیرجن واحضارارواح وموکل ازمواردگناه وحرام موردغضب الهی است،جادوگیرنده ودعاء خواه نیزهمانندمال خرانی که رواج دهنده ی جرم برابردرمقابل قوانین قضایی دارندباهم درارتکاب گناه وجرم مساوی هستند،اگرمال خری پیدانشودی کم کمک ملغی میگردد،دراین خصوص نیزخرافات فردی نباشدکاروکاسبی اینان نیزتخته خواهدشد،اگربرای بخت بستن دختری کاری شیطانی تقاضاشودودخترنگون بخت تاعمرداردمجردباقی بماندچه سودی دنیوی برای این متخلفین جامعه اجتماعی متصوراست،اگرکسب وکارکسی بسته شودونان خانواده ای آجرگرددمنفعت دنیوی برای خواهان این گناه چه خواهدبود؟!!راضی شدن به  بدبختی وعدم خوشبخت شدن آدمیان دیگرچه سودومنفعتی برای آنان که روانی ناپاک وذاتی مخرب دارندوعقیدهای مسموم رایدک میکشند،دارد؟!! این چشمه فراوان نعمت الهی بابستن ونظرتنگی کم نمیگرددوذره ای ازآنچه مقدرمانیست برماافزوده نخواهدشد،این درس جادورادرشب بیستم انشاءالله نیزدنبال خواهیم کرد،بیائیم برای همدیگرخوب وخوبترهارابخواهیم ودرصددنابودی وریشه زنی همدیگرنباشیم وازدست حیله والقات شیطانی بخدای لاشریک پناه جسته واستغفارنماییم.م م مخبری ساعت 5:05 صبح مورخه 1398/3/4 .


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

چهاردهمین روزماه مبارک رمضان رابادرس چهاردهم آغازمینماییم:روزه داردرطول ساعت هاروزه داری سعی درنموذهن ورشدریشه های معنوی دارد،ازاینرویکی ازخصائص روزه دارصبروبردباری وشکیبایی است،اومی بایست روزه داری صبورباشد،درمقابل دعوت عمدی ویا سهوی دعواباهیچکس درگیرنخواهدشد،صبوری ازتواضع وهوش بیدارذاتی روزه داراست،سرمسائل کوچک وبزرگ هیچگاه باکسی درگیرنمیشود اودرمقابل مصائب شکیبایی داردوبه کسی کینه وعداوت نمی ورزد،بردباریش زبانزدعام وخاص است،روزه دارباعصبانیت وبدخلقی میانه ای ندارد،همواره درآرامش وگفتمان کارهای خودرابه اتمام میرساند،درزندگی کاری وخانوادگی اش،خشونت وعصبانیت ولج بازی جایی ندارد،باهمت والای خودازروابط اجتماعی وارتباطات مهربانانه بهره میبرد،روزه داربافشارروزه اراده وعزم مصمم خوددرآرام بودن وصبوری اثبات میکند که میتوان فشارروزه داری رانادیده گرفت وانگاری پنداشت باآرامی امورراانجام داد،روزه دارانی که صبوری وبردباری وشکیبایی راسرلوحه کارها درروزه داری قرارداده وهمواره منطقش صلح وآشتی است وازجنگ ونزاع وفهردوری جسته وبامردم همچنان یاران ودوستان مهربان رفتارمینماید،این روزه داری ازبهترین روزه داری هاست که انسان درخودسازی همراهی میکند.م م مخبری ساعت 00:45 مورخه 30/2/1398


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

هفدهمین روزماه رمضان ودرس هفده ام رمضان:روزه داری سلامتی روح وجسم واثبات حقانیت حق تعالی بابندگان است،نگاه به آنچه تاکنون داشته ایم نشان ازوظائف روزه داران است،امااین دلنوشته درس به کسانی است که به روزه داران برخورددارند،نوع رفتاروکردارآنهادراین خصوص قابل تعمق است،روزه داردرزمان روزه داری دروغ نمی گویدوخداراخوش نمیادکه دروغ بشنود،اویارمی طلبدویاوروهمراه میخواند،نه خاروخاور،روزه دارخطانمیکندوخیانت ازاودوراست واماچه کسانی که خطاوخیانت به وی روامیدارن،یکی ناجوانمردانه تماسش قطع میشودوگم میگردد،یکی اورابلاک میکندتاوی نداندچه میگذردبراو،یکی د ه دلبرداردوخودراپاک معرفی میکند،یکی هرروزبیرون است میگویدجایی نمیروم،یکی دادمیزندتادرلابلای دادخطاهایش پنهان گردد،یکی باشوخی برایش نقشه میکشدتاجانش بستاند،یکی دعوت میکندکه حرف بزنیم امابجای حرف وی رانی خریت می نوازد،خلاصه روزه دارمیدانددراطرافش چه گرگانی مال وجانش درستانن،روزه داربی حوصله ازدورویی وتزوبرباورگراشگ وآه ساخته گیست،قربانی وجانفدانمیخواهد،خودجان نثاروقربانی همه است،نه دلبری میکندنه عشوه گری دارد،اوفقط روزه داراست،وای ازدعاونفرین روزه دار،فغان اله وآه روزه دارشکسته دل،غم دارداماروزه داراست،همه راداردولی تنهاوعزادارست،برایش همگان مرده گانی هستندکه راه میروندودسیسه دارند،حسادت وتنفردارند،اماروزه دارلال وکراست تادلت بخواهدگله دارد،اماگله گرگان برایش گله ای نگذاشته است،اوازخداهم گله نمبکند،چون اهل گله نبوده غم وناجوانمردیهاگله مندش کرده،روزه داریامیمیردیازنده میمانداگرمردراحت میشود،واگرزنده ماندآه وناله وفغان سرمبدهدتاحق ستانی کند.م م مخبری ساعت 2:15 مورخه 1398/3/2.


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

روزبیست وسوم ماه رمضان است،بادرس بیست وسوم بحث راادامه میدهم:روزه داری سخت است ونگهداری آن نیزسخت تر،درس بیست وسوم رمضان،درخصوص رعایت حال واحوال روزه دارست،دادن خبرنابه هنگام مرگ ،تصادف،رانبایدسهوآیاعمدی به اوداد،مقابل روزه دارازخوردن شیرینی وغذاهای مطبوع بایدخودداری نمود،ازدعواوصدای بلنددرمقابل روزه دارمیبایست پرهیزنمود،اگرفردی دانسته وندانسته قصداذیت وآزاراورابنمایدوازتهمت وافترانهراسد،وگناه های کرده وخیانتهای مرتکب شده ودروغهای گفته شده اش رابااصراروافتخاربیان نماید،سعی درشکستن روزه داروآزاراوداردکه عقده ها درونی خودراالتیام بخشد،عملآقصدتخریب روزه داررادارد،این امورباافکارشیطانی درخورآدمیان گناهکارباکمبودها وحقارتهای شخصیتی مبین رفع نداشته هاومشگلات روحی وروانی اشان بوده ،که خودراتخلیه نمایند،ازنظرمالی مشگل دارند،موردتنفردوستان وخانواده هستند،دروغگویی های مکررشان تبدیل به بروزدروغگوپروری آنهاگردیده،خیانتکاری های نهانشان ازحدگذشته وآلوده به معنای بی وبندوباری مکررگردیده،خطاهای عمدی آنهارابسمت وسوق راه شیطانی کشانده ونیت وگامشان شوم ونجس گردیده است،این صفت های کم کم اورافردی نالایق ومنزوی وسیه بخت نموده است،حال بایدضربه های وارده به خودراکه حقش بوده رابه روزه دارمنتقل میکندتامنزوی وافسرده خاطریش راکناری رهانده وبابی وجدانی تمام کوشای ضربه زدن گردد،اماروزه دارمصمم است درمقابلش پایداری ومقاومت می نماید،چون اوناحق وروزه داردرراه حق گام برداشته وبرمیدارد،دراینجاازاین افرادعقده دارکه خودرامعصوم جلوه میدهندبایدحذرنمود.م م مخبری ساعت 1:55 مورخه 1398/3/8 .


بنام خدایی که شکرگزاریش تسلی دلهاست

رویانگری ورویایی زندگی کردن،بانظریه های متفاوتی روبرومیباشد،عده ای میگویندخوب است ، وانسان دغدغه های فکری وعصبی ندارد،ومیتواندبرمشگلات ومصائب بسادگی فائق آید،عده ای براین نظرند،که آدم رویانگرنمیتوانددرمقابله باسختی هامقاومت نماید،چون آبدیده مشگلات نبوده ونمیباشد،رویانگری منطق زندگی نیست،آنهانمیتوانندبرنامه ریزی برای زندگی خودداشته باشند،عده ای میگویندزندگی باعقل ورویانگری ممکن نیست،زیرابرای ماانسانهاتقدیرهرچه حکم کند،همان خواهدشد،این نظریه های متفاوت میتوانددرحدنظریه بماند،خداوندجهان هستی زندگی انسانهاراپایه گذاری نموده وازبدوخلقت بشربه اوعقل واحساس داده است،وانسان رادرانتخاب راه زندگی خودمختارکرده،ولی برایش راهنمایان وروش های صحیح زندگی راپایه ریزی نموده است،اماآنچه مورددلنوشته ماست گوش فراندادن محتاجان نصیحت وراهنمایی هستند،آنانی که فکرمیکنندهرآنچه تصوردارندصحیح ودیگران ناصحیح میگویند،اگرامروزبه همه بادروغ وریاونیرنگ برخوردمیکند،راه درست نیست،راه درست کج اندیشی وخطاوگناه وپندارهاورفتارهای خیانتکارانه را،نمی پسنددوقبول هم ندارد،امروزخانواده واطرافیان رافریب داد،خداکه گول نمیخورد،خداراسرلوحه امورقرابدهیم تاراه راست رابیابیم وازراه کج برگردیم.محمدمهدی مخبری مورخه 1398/4/5


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب

آخرین ارسال ها

عکس آقای خامنه ای

آخرین جستجو ها

آموزش خیاطی سیما عمرانی اخبار و حواشی داغ کوادکوپتر ها درمان کیست شراب توحید نخ اکریلیک چیست؟ محمد آی تی پایگاه فرهنگی خبری دانش آموزان ممسنی باربری و اتوبار مشاوره روانشناسی تحت وب سفر زندگی من